کارفرهنگی

الگوی کامل تلاش و مبارزه:

 مقام معظم رهبری: شایسته است که به مناسبت امروز و برای درس گرفتن، اشاره ی کوتاهی به زندگی امام  باقر علیه السّلام بشود. این بزرگوار که حدود هیجده سال دوران امامتشان طول کشید،  الگوی کامل تلاش و مبارزه و مجاهدت خستگی ناپذیر و پُر از مشکلات برای اشاعه ی دین و کلمه ی حق و راه انداختن جریان فکری درست در دنیای آن روز بودند. هدفی که امروز ملت ایران برای آن تلاش می کند - یعنی زنده کردن سخن حق در دنیای مادّی و منحط و گمراه کننده و غرق در فساد - کاری است که امام  باقر علیه السّلام یک تنه به کمک  معدودی از اصحاب خود، در دنیای بزرگ آن روز اسلام انجام می داد.

سه تکلیف بسیار مهم و دشوار مؤمنین :

مقام معظم رهبری:حضرت باقر سلام الله علیه فرمود: «ثلاث مِن اشدّ ما عمل العباد»؛ سه چیز هست که جزو تکالیف بسیار مهم و دشوار مؤمنین است؛ کارهای سخت.

یکی، «انصاف المؤمن من نفسه»؛ اینکه انسان در قبال دیگران انصاف به خرج بدهد. یعنی آنجایی که امر دائر می شود بین اینکه حق را به خاطر خود زیر پا بگذارد یا خود را به خاطر حق زیر پا بگذارد، این دومی را انجام بدهد. آنجایی که حق به طرفِ مقابل هست و شما حق ندارید، منصفانه حق را به او بدهید. خودتان را اگر چنانچه موجب کوچک شدن و زیر پا گذاشتن است، زیر پا بگذارید. این کار سختی است؛ اما کار مهمی است. امام  باقر می گوید این، جزو مهم ترین کارهاست؛ البته سخت است. و هیچ کار خوب و بزرگی بدون سختی که امکان ندارد.

دوم، «و مواساة المرء اخاه»؛ مواسات ورزیدن با برادر مؤمن. مواسات با مساوات فرق دارد؛ برابری نیست. مواسات یعنی همراهی کردن و کمک کردن به برادر مؤمن در همه ی امور. انسان وظیفه بداند؛ کمک فکری، کمک مالی، کمک جسمانی، کمک آبروئی. این مواسات است.

سوم، «و ذکر اللَّه علی کلّ حال»؛ در همه حال ذاکر خدای متعال باشد. ذکر این است.

آن وقت حضرت باقر علیه السلام در همین روایت، «ذکر اللَّه علی کلّ حال» را معنا کرده اند: «و هو ان یذکر اللَّه عزّ و جلّ عند المعصیة یهمّ بها»؛ وقتی که می رود به سمت معصیت، ذکر خدا او را مانع بشود. ذکر؛ یاد کند خدا را و این معصیت را انجام ندهد؛ انواع معاصی را؛ خلاف واقع گفتن، دروغ گفتن، غیبت کردن، حق را پوشاندن، بی انصافی کردن، اهانت کردن، مال مردم را، مال بیت المال را، مال ضعفا را تصرف کردن یا در باره ی آن ها بی اهتمامی به خرج دادن. این ها گناهان گوناگون است. در همه ی این ها، انسان توجه کند به خدا؛ ذکر خدا مانع بشود از اینکه انسان به سمت این گناه برود.

«فیحول ذکر اللَّه بینه و بین تلک المعصیة و هو قول اللَّه عزّ و جلّ انّ الّذین اتّقوا اذا مسّهم طائف من الشّیطان تذکّروا». بعد حضرت می فرمایند که این، تفسیر آن آیه است که فرمود: «انّ الّذین اتّقوا اذا مسّهم طائف من الشّیطان»؛ وقتی شیطان به این ها تنه می زند، گذرنده ی شیطان این ها را مس می کند؛ یعنی هنوز درست به جانش هم نیفتاده، «تذکّروا»؛ فوراً این ها متذکر می شوند. «فإذا هم مبصرون»؛ این ذکر موجب می شود که چشم این ها، بصیرت این ها باز بشود. معنای «ذکر اللَّه علی کلّ حال» این است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 20:24  توسط مسیح  | 

تلاش های حضرت رسول در دوران رسالت:

حضرت امیر در خطبه 116 نهج البلاغه تلاش حضرت رسول (ص) را چنین توصیف می کند: " نه سستی کرد و نه باز ماند و در راه خدا با دشمنان او جهاد کرد، نه ناتوان شد و نه عذری آورد." چنانکه می نماید امام علی(ع) با کلام سحرانگیز خویش پایمردی و روح خستگی ناپذیر حضرت رسول را می ستاید و آیه 127 از سوره توبه این جملات را تصدیق می کند خداوند در توصیف تلاشهای پیامبراکرم(ص) می فرماید." لقد جاء کم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رئوف رحیم " همانا رسولی از جنس شما برای هدایت خلق آمد که از فرط محبت و نوع پروری ، فقر وپریشانی و جهل وفلاکت شما بر او سخت می آید وبرآسایش ونجات شما بسیار حریص وبه مومنان رئوف ومهربان است .

در خطبه ای دیگر( خطبه 185) در تشریح تلاش های حضرت ختمی مرتبت آمده است: "او را با حجت های الزام کننده فرستاد و با پیروزی آشکار و راه پدیدار. پس رسالت خود را آشکارا رساند و مردم را به راه راست واداشت و آن راه را بدیشان نمایاند. نشانه ها بر پا کرد برای راه یافتن با چراغ های روشن. رشته های احکام اسلام را استوار کرد و دستاویزهای آن را محکم و پایدار."

حضرت امیر در خطبه 190 بیان می کند:" گواهی می دهم که محمد(ص) بنده و فرستاده اوست. به طاعت خدا خواند و دشمنانش او را با جهاد در دین مقهور گرداند. هم داستانی- کافران- بر دروغگو خواندن او، وی را از دعوت بازنگردانید و کوشش در خاموش ساختن نور وی، او را بر جای ننشانید."

و این پایمردی، استقامت و کوشش مداوم میسر نمی شد اگر حضرت رسول میراث دار انبیاء و خاتمه بخش محاسن و سجایای آنان نبود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1392ساعت 11:5  توسط مسیح  | 

28 صفر ، سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام (صل الله علیه و اله) و شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) بر همه مسلمانان و دوستداران اهل البیت تسلیت باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1392ساعت 11:0  توسط مسیح  | 


جابربن عبدالله انصاری از معروف ترین و معتبرترین صحابه پیامبر گرامی اسلام(ص) است.

ایشان به دلیل کهولت سن و نابینایی از حضور در رکاب حضرت سیدالشهداء(ع) در قیام عاشورا محروم شد اما در روز اربعین همراه با عطیّة بن ‏سعد بن ‏جناده عوفى وارد کربلا شد. گر چه نابینا بود، اما بوی یار او را بیناتر از هر بیننده‏‌ای کرده بود. در واقع آنجا که دیدگان دل به نور بصیرت آگاه می‏‌شود، چشم عقل بیناتر از هر بیننده‏‌ای راه را به او نشان می‌‏دهد.

جابر پس از اطلاع از چگونگی جنگ و به دست آوردن نشانى محل شهادت امام عازم سرزمین کربلا گردید و نخستین کسى بود که توفیق زیارت قبر امام حسین(ع) را به دست آورد .

جابر محزون و مغموم نزدیک فرات رفت، غسل کرد و برای خوش بویی بدن، مقداری سعد بر خود پاشید و با گام های آرام به سوی قبر حضرت اباعبدالله(ع) روانه شد. در هر قدم با متانت خاصی که آن را حفظ می نمود خداوند را یاد کرده و ذکر می گفت. وقتی دستش به قبر مطهر رسید بیهوش شد و زمانی که بهوش آمد سه بار گفت: حبیبی یا حسین! و بعد از آنکه زیارت را به اتمام رساند گفت: "من شهادت می دهم که ما هم با شما در این کار شریک هستیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1392ساعت 8:55  توسط مسیح  | 

http://serat.medu.ir/serat/seratDocs/news/picfa.net-20.jpg

قال رسول الله (صلى الله عليه و آل:

من تلافيه آية من القرآن كان له مثل اجر من ختم القرآن فى غيره من الشهور.

ترجمه: اگر كسى در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثوابش مثل كسى است كه در غير ماه رمضان يك ختم قرآن كرده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1391ساعت 7:50  توسط مسیح  | 

امام باقر ع :

لكل شى‏ء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان

ترجمه:

براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1391ساعت 10:15  توسط مسیح  | 

  قال رسول الله (صلى الله عليه و آله (:

 

ايها الناس انه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ايامه افضل الايام و ليالى افضل الليالى و ساعاته افضل الساعات.

ترجمه:

اى مردم ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است، ماهى است كه پيش خدا بهترين ماه است و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعاتش بهترين ساعات

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1391ساعت 10:13  توسط مسیح  | 

امیر المومنین ع فرمودند :

عليكم فى شهر رمضان بكثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فيدفع عنكم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم

 

ترجمه: بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زياد. اما دعاهاى شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بين برنده گناهان است
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1391ساعت 10:8  توسط مسیح  | 

img/daneshnameh_up/a/aa/Madine8.jpg
img/daneshnameh_up/8/8c/Baghi7.jpg

مراسم کفن و دفن

آن گاه که امام حسن (ع) دار فاني را وداع گفت، عباس بن‏ علي (ع)، عبدالرحمن بن‏جعفر و محمد بن‏ عبدالله بن‏عباس به کمک امام حسين (ع) شتافتند و آن حضرت با کمک آنان جنازه برادر را غسل داد، حنوط کرد و کفن نمود، آن گاه به مصلا (جايگاه خاص، جهت نماز گزاردن بر مردگان) که در نزديکي مسجد النبي بود منتقل نمودند، که آن مصلا را «بلاطه‏» مي‏ناميدند. در آن جا بر جنازه آن حضرت نماز گزاردند، سپس جنازه را جهت تجديد عهد و دفن، نزديک مزار رسول خدا (ص) بردند.

 

ممانعت از دفن در حرم پيامبر

فرماندار مدينه، مروان بن‏حکم به همراه آشوبگران جلو آمدند و فرياد برآوردند: شما مي‏خواهيد حسن بن ‏علي را در کنار پيامبر دفن کنيد؟ از طرف ديگر عايشه سوار بر استر به جمعشان پيوست و فرياد زد: چگونه مي‏شود کسي را که من هرگز او را دوست ندارم، به ميان خانه من داخل کنيد.

مروان گفت: آيا سزاوار است عثمان در دورترين نقطه مدينه در قبرستان دفن شود و حسن بن‏ علي در جوار پيامبر خدا (ص) هرگز نمي‏شود، من شمشير به دست مي‏گيرم و حمله مي‏کنم و ممانعت‏خواهم نمود.

عده‏اي از امويان و آشوبگران به دنبال بهانه بودند و مي‏خواستند فتنه‏اي به پا کنند که امام حسين (ع) با بردباري جنازه برادرش را به سوي بقيع برگرداند و بني‏هاشم را آرام نمود و در جوار جده‏اش فاطمه بنت اسد در بقيع دفن نمود و از خون‏ريزي و فتنه به همان وضعي که امام مجتبي (ع) وصيت نموده بود جلوگيري کرد.

امام حسين (ع) رو به مروان کرد و فرمود: اگر برادرم وصيت کرده بود که در کنار جدش پيامبر (ص) دفن شود، مي فهميدي که تو کوچک‏تر از آني که بتواني ما را برگرداني و جلو دفن جنازه او را در ميان حرم پيامبر (ص) بگيري.

 

 

ابن‏شهر آشوب مي‏افزايد: به هنگام بردن جنازه امام مجتبي (ع) به سوي بقيع غرقد، افراد شرور و پست ‏به پشتيباني امويان به جنازه آن بزرگوار تيراندازي کردند، به طوري که هنگام دفن هفتاد تير از بدن آن حضرت جدا نمودند.

عايشه به هنگام دفن امام مجتبي (ع) ابن‏عباس (ره) خطاب به عايشه (در حالي که چهل سوار در اطرافش بودند) گفت: «واسو اتاه فيوما علي بغل و يوما علي جمل، تريدين ان تطفئي نورالله و تقاتلي اولياءالله ارجعي فقد کفيت الذي تخافين و بلغت ما تحبين و الله منتصر لاهل البيت و لو بعد حين ; چه بيچارگي و بدبختي! امروز سوار بر استر شدي و يک روز سوار بر شتر گشتي (اشاره به جنگ جمل). تو مي‏خواهي نور خدا را خاموش کني و با اولياي خدا بجنگي. برگرد، آنچه ديگران مي‏خواستند انجام دادي و ماموريت‏خويش را به پايان رساندي، خداوند اهل بيت (عليهم السلام) را ياري خواهد کرد، گرچه زماني بگذرد...».

و بعضي سخن ابن‏عباس را چنين نقل کرده‏اند: «جملت و بغلت و لو عشت لفيلت!» آن روز سوار بر شتر گشتي و امروز بر استر سواري، و اگر زنده بماني [براي مبارزه با نور خدا و اهل بيت] بر فيل نيز سوار خواهي گشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 6:34  توسط مسیح  | 

http://www.sobhaan.ir/wp-content/uploads/2012/01/228-safar.jpg

اي دل مگو که موسم اندوه شد به سر 

آمد به سر محرم و آمد مه صفر

 فارغ نشد هنوز دل از بار اندهي 

کايد به روي ماتم او ماتمي دگر

 سالي دوازده مه و سي روز هر مهي 

هر روز آن دلم به غريبي‏ست نوحه‏گر

 کم نيست آل‏فاطمه، گرچه به چشم خلق 

بس اندکند و خوار و حقيرند و مختصر

 اين قوم برگزيده‏ي خلاق عالمند 

بر چشم کم به جانب اين قوم کم نگر

 گرچه شکافته‏سر و پهلو شکسته‏اند 

ورچه گداخته جگرند و بريده سر

 هر گوشه آفتابي از ايشان غروب کرد 

گر خاور زمين نگري تا به باختر

 طوس و مدينه، کوفه و بغداد و کربلا 

شاهي به هر ولايت و ماهي به هر کجا

 هر يک به رتبه باعث ايجاد عالمي 

از مرد و زن به پايه مسيحي و مريمي

 هر يک غلام درگهشان خان و قيصري 

هر يک گداي همتشان معن و حاتمي

بر هر يکي ز رتبه و دانش چو بنگري 

گويي نه اعظمي بود از اين نه اعلمي

 اما دريغ و درد کز اينان نديده‏ايم 

از جور روزگار و جفايش مسلمي

 از هر تني به هر يک از اينان جدا دلي 

وز هر دلي ز هر تن از اينان جدا غمي

 از زخمهاي هر يک از اينان به هر دلي 

زخمي پديد، کش نه پديد است مرهمي

 در هر دلي غمي و به هر سينه اندهي 

هر خانه‏اي عزايي و هر گوشه ماتمي

 شيراز، هر کجا گذري داستانشان 

پير و جوان به ماتم پير و جوانشان

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 6:21  توسط مسیح  | 

سالروز شهادت امام مجتبی علیه السلام تسلیت باد

http://labbayk.com/userfiles/2792_866.jpg

مراسم کفن و دفن

آن گاه که امام حسن (ع) دار فاني را وداع گفت، عباس بن‏ علي (ع)، عبدالرحمن بن‏جعفر و محمد بن‏ عبدالله بن‏عباس به کمک امام حسين (ع) شتافتند و آن حضرت با کمک آنان جنازه برادر را غسل داد، حنوط کرد و کفن نمود، آن گاه به مصلا (جايگاه خاص، جهت نماز گزاردن بر مردگان) که در نزديکي مسجد النبي بود منتقل نمودند، که آن مصلا را «بلاطه‏» مي‏ناميدند. در آن جا بر جنازه آن حضرت نماز گزاردند، سپس جنازه را جهت تجديد عهد و دفن، نزديک مزار رسول خدا (ص) بردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 18:54  توسط مسیح  | 

 

خداوند در بسیاری از آیات قرآن با بندگان خود با استفاده از لفظ «من» و «ما» سخن گفته است، یكی از شگفت‌انگیزترین آیات، آیه‌ای است كه خداوند در آن هفت بار لفظ «من» را بكار برده است و این آیه در وصف رابطه خدا با بندگان و ضمانت كردن استجابت دعای ایشان است:


و اذاسَئَلَكَ عِبادی عَنّی فَاِنّی قَریب اُجیبُ دَعوَةَ الدّاعِ اِذا دَعان فَلیستَجیبُوالی وَ لیؤمِنُوا بی لَعَلَّهُم یرشُدُون"

ای پیامبر! هر گاه بندگان من از تو در مورد من سؤال كردند [بگو] من بسیار نزدیكم، هر گاه كسی مرا بخواند، اجابت می‌كنم پس به ندای من پاسخ دهند و به من ایمان آورند تا راه راست یابند». (سوره بقره، آیه 186)

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 19:15  توسط مسیح  | 

ar3

 اين نکته از زبانه عاشور، آشکار 

باطل هماره دشمن حق است اي نگار

 

روزي که چشم آدم و حوا به هم شِکُفت‌ 

ابليس دل فريب‌، خزان ريخت بر بهار

 

هابيل‌، با جفاي برادر به خون تپيد 

هر جا گل است در رَه‌ِ آن بر نشسته خار

 

آل اميه دشمن اولاد هاشمند 

روز پيمبر است از آن شام زاده تار

 

بنگر حسين و کرب و بلاي ذبيح عشق 

باران تيغ کوفه نشينان بر او نثار

 

آن قامت بلند حقيقت زپا فتاد 

در خون نشست کشتي ايثار روزگار

 

کو شوکت يزيدي و کو سطوت‌ِ ستم‌ 

وين دولت‌ِ کريم حسين است پايدار

 

تا روز حشر، بيرق مظلوم پابه جاست‌ 

صاحب عزا محمد و صاحب لوا خداست‌

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 7:31  توسط مسیح  | 

ar4

یکی از شهدا، (غلام) رومي است (ترک هم گفته اند) وقتي که از روي اسب افتاد، ابا عبدالله خودشان را رساندند با بالين او. اينجا ديگر منظره فوق العاده عجيب است. در حالي که اين غلام در حال بي هوشي بود، يا روي چشم هايش را خون گرفته بود، ابا عبدالله سر او را روي زانوي خودشان قرار دادند و بعد با دست خود خونها را از صورتش، از جلوي چشمانش پاک کردند. در اين بين که حال آمد، نگاهي به ابا عبدالله کرد و تبسمي نمود. ابا عبدالله صورتشان را بر صورت اين غلام گذاشتند که اين ديگر منحصر به همين غلام است و علي اکبر، درباره کس ديگري، تاريخ، چنين چيزي را ننوشته است: (و وضع خده علي خده) يعني صورت خودش را بر صورت او گذاشت. او آنچنان خوشحال شد که تبسم کرد: فتبسم ثم صار الي ربه (رضي الله عنه).

 

گر طبيبانه بيايي به سر بالينم 

به دو عالم ندهم لذت بيماري را

 

سرش را دامن حسين بود که جان به جان آفرين تسليم کرد و گفت:

 

آن جان عاريت که به حافظ سپرده دوست 

روزي رخش ببينم و تسليم وي کنم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 7:29  توسط مسیح  | 

ar5

(اهل بيت) صداي شيهه اسب ابا عبدالله را شنيدند، خيال کردند حسين براي بار سوم آمده است که تا با اهل بيتش خداحافظي کند ولي وقتي بيرون آمدند، اسب بي صاحب ابا عبدالله را ديدند دور اسب ابا عبدالله را گرفتند. هر کدام سخني با اين اسب مي گويد. طفل عزيز ابا عبدالله مي گويد: اي اسب! هل سقي ابي ام قتل عطشانا؛ من از تو يک سوال مي کنم: پدرم که مي رفت، با لب تشنه رفت من مي خواهم بدانم که آيا پدرم را با لب تشنه شهيد کردن يا در آخر با او يک جرعه آب دادند؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 7:28  توسط مسیح  | 

ar6

شورش عشق‌

 

«باز اين چه شورش است که در خلق عالم است‌» 

باز اين چه رستخيز و نشور دمادم است‌

 

آفاق‌، دلشکسته و افلاک‌، بي‌قرار 

در سوگ عشق‌، ديده گيتي پر از نَم است‌

 

ابر بهار و ديده کهسار، اشکبار 

گل در چمن فسرده و با ناله همدم است‌

 

هر سو فروغ سبز تَولّي جوانه زد 

هر جا شکوه سرخ تبرّي فراهم است‌

 

اسلام‌، با زبان محرّم‌، زبانه زد 

دين‌، سرخ رو ز سرخي‌ِ رويش‌، در عالم است‌

 

اقليم دل‌، مَطاف حسين است و ياد او 

آبادي‌ِ سراي حقيقت‌، از اين غم است‌

 

اشک عزاي او سند سوز و بندگي است 

بر قلب پاک فاطمه‌، زين سوگ‌، مرهم است‌

 

پاينده باد منطق خون تو اي «حسين‌» 

باطل‌، هماره‌، خوار و زبون‌ِ تو اي «حسين‌»

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 7:22  توسط مسیح  | 

The image “http://vefagh.co.ir/images/card/12/02.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

امام حسین(ع) فرمودند:

مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِی
هر که خدا را، آن‌گونه که سزاوار اوست، بندگی کند، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کندی

(بحار الأنوار، ج ۷۱، ص ۱۸۳)

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 10:39  توسط مسیح  | 

The image “http://vefagh.co.ir/images/card/12/01.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

عن النبى (ص) قال:... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.
پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) در ضمن حديث بلندى مى‏فرمايد:
كربلا پاكترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگترين بقعه‏ها است و الحق كه كربلا از بساطهاى بهشت است.
بحار الانوار، ج 98، ص 115 و نيز كامل الزيارات، ص 264

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 10:37  توسط مسیح  | 

 The image “http://vefagh.co.ir/images/card/12/05.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

خداوند سبحان در ازاى ايثار و فداكارى سيدالشهدا (ع) و تحمل هرگونه سختى چون تشنگى و غم و اندوه فراوان براى حفظ اسلام، در مرقد شريفش بركاتى را قرار داده كه از جمله آنها اجابت دعا و برآورده شدن حاجات است . چنانكه امام صادق (ع) فرمود: «هر كس دو ركعت كنار قبر حسين (ع) نماز بخواند ، از خداوند چيزی مسئلت نكند جز اينكه به او عطا شود» . و نيز فرمود: «خداوند در عوض قتل امام حسين (ع) امامت را در ذريه آن حضرت ، شفا را در تربتش ، اجابت دعا را در كنار مرقدش قرار داده ، و ايام زيارت كنندگان او از عمرشان حساب نمى‏شود .

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 10:34  توسط مسیح  | 

The image “http://vefagh.co.ir/images/card/12/04.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

مدینه !بزن ناله های آتشین 

که دخت علی گشته محمل نشین 

مدینه ! در این تیرگی های شب

کجا می رود ماه ام البنین 

مدینه چه کردی مگر با حسین 

که با گریه شد دور از این سرزمین 

مدینه به اهل مدینه بگو

بکردید دورش حسین است این 

کجا می روی یوسف فاطمه 

گرفتند گرگان به قتلت کمین 

خداحافظ کاروانت حسین 

شهادت گوارای جانت حسین 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 10:33  توسط مسیح  | 

The image “http://vefagh.co.ir/images/card/12/07.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

چو نی با هزاران نوا می روی

به سرعت سوی نینوا می روی

مدینه صدا می زند سیدی 

چرا اینقدر بی صدا می روی

بلا دم به دم آیدت پیشباز

مگر جانب کربلا می روی

به گهواره خواب است شش ماهه ات 

اگر می روی ، شب چرا می روی

شگفتا که با هجده دسته گل 

به بزم وصال خدا می روی

دلت رفته در گودی قتلگاه 

سراپا به شوق لقا می روی

خداحافظ کاروانت حسین 

شهادت گوارای جانت حسین 
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 10:31  توسط مسیح  | 

The image “http://vefagh.co.ir/images/card/12/08.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

قال الرضا عليه السلام :

يابن شبيب! ان كنت باكياً لشيء فابك للحسين بن علي بن ابي طالب عليهم السلام؛

فانه ذبح كما يذبح الكبش و قتل معه من اهل بيته ثمانيه عشر رجلاً ما لهم في الارض شبيهون

و لقد بكت السموات السبع و الارضون لقتله

اي پسر شبيب!

اگر خواستي بر چيزي گريه كني ،

بر حسين بن علي بن ابي طالب علیهماالسلام گريه كن؛

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 10:28  توسط مسیح  | 

http://vefagh.co.ir/images/card/12/03.jpg

امام رضا علیه السلام می فرماید:

من تذكر مصابنا فبكي و ابكي لم تبك عينه يوم تبكي العيون

و من جلس مجلساً يحي فيه امرنا لم يمت قلبه يوم تموت القلوب

هر كه مصيبت ما را ياد آورد و بگريد و بگرياند، چشمش نگريد آن روز كه چشمها همه بگريند؛

و هر كه در مجلسي نشيند كه امر ما زنده شود، دلش نميرد آن روز كه دلها همه بميرند.

(عيون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۹۴)

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 10:26  توسط مسیح  | 

در بيان شهادت حضرت علی اصغر (ع) 

پس حضرت بر در خيمه آمد و به جناب زينب سلام الله عليه فرمود كودك صغيرم را به من سپاريد تا او را وداع كنم، پس آن كودك معصوم را گرفت و صورت به نزد او برد تا او را ببوسد كه حرمله بن كامل اسدی لعين تيری انداخت و بر گلوی آن طفل رسيد و او را شهيد كرد. و باين مصيبت اشاره كرده شاعر در اين شعر:

فَقَبَّلَ مِنْهُ قَبْلهُ السَّهْمُ مَنْحَراً


وَ مُنْعَطِفِ اَهْوي لِتَقْبيلِ طِفْلِهِ

پس آن كودك را به خواهر داد، زينب سلام الله عليه او را گرفت و حضرت امام حسين عليه السلام كفهاي خود را زير خون گرفت همينكه پر شد به جانب آسمان افكند و فرمود سهل است بر من هر مصيبتي كه بر من نازل شود زيرا كه خدا نگران است.

سبط ابن جوزي در تذكره از هشام بن محمد كلبي نقل كرده كه چون حضرت امام حسين عليه السلام ديد كه لشكر در كشتن او اصرار دارند قرآن مجيد را برداشت و آنرا از هم گشود و بر سر گذاشت و در ميان لشكر ندا كرد:

بَيْني وَ بَيْنَكُمْ كِتابُ الله وَجَدّدي مُحَمّّدٌ رَسُولُ اللهِ صَلّي الله عَلَيْه و الِهِ.

اي قوم براي چه خون مرا حلال مي‌دانيد آيا من پسر دختر پيغمبر شما نيستم؟ آيا به شما نرسيد قول جدم در حق من و برادرم حسن عليه السلام.

هذانِ سَيّدِا شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّهِ.

در اين هنگام كه با آن قوم احتجاج مي‌نمود ناگاه نظرش افتاد به طفلي از اولاد خود كه از شدت تشنگي مي‌گريست حضرت آن كودك را بر دست گرفت و فرمود:

يا قَوْمُ اِنْ لَمْ تَرْحَمُوني فَارْحَمُوا هذا الطّفْلَ.

اي لشكر اگر بر من رحم نمي‌كنيد پس بر اين طفل رحم كنيد، پس مردي از ايشان تيري به جانب آن طفل افكند و او را مذبوح نمود. امام حسين عليه السلام شروع كرد به گريستن و گفت اي خدا حكم كن بين ما و بين قومي كه خواندند ما را كه ياري كنند بر ما پس كشتند ما را، پس ندائي از هوا آمد كه بگذار او را يا حسين كه از براي او مرضع يعني دايه‌ايست در بهشت.

در كتاب احتجاج مسطور است كه حضرت از اسب فرود آمد و با نيام شمشير گودي در زمين كند و آن كودك را به خون خويش آلوده كرد پس او را دفن نمود.

طبري از حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام روايت كرده كه تيري آمد رسيد بر گلوي پسري از آن حضرت كه در كنار او بود پس آن حضرت مسح مي‌كرد خون را بر او و مي‌گفت: اَلَلّهَمَّ احْكُمْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْم دَعَوْنا لِيَنْصُرُونا فَقَتَلُونا.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 11:21  توسط مسیح  | 

«گر نيايي فقير مي ميرم»

مثل دنيا حقير مي ميرم

چون کبوتر که در قفس حبس است

تک و تنها اسير مي ميرم

اي شکوه ترنم باران

در فراقت کوير مي ميرم

توي شهر دلم زمين لرزه است

زير آوار پير مي ميرم

بي تو زجرآور است جان کندن!

واي بر من؛ چه دير مي ميرم!

تو بيا، مي خورم قسم به خدا

چون بگويي بمير، مي ميرم

«مهديا» اي تمام هستي من

گر نيايي فقير مي ميرم

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 11:4  توسط مسیح  | 

رندان تشنه لـــب را آبي نمي‌دهد کس
گويي از اين ولايت رفتند ولي شناسان

امام حسين عليه السلام در كربلا در چند مورد گريه كرد:
اول : به حال اهل بيت خود گريه كرد، چرا كه اصل گريه بر اهل بيت از طاعات محسوب مى شود.
آخر امام چگونه مى توانست گريه نكند، در حالى كه ياران و برادران و فرزندان خود را از دست داده و تنها و بى كس مانده ، زمين با همه بزرگى اش ‍ برايش تنگ شده و خود و اهل بيتش لب تشنه در خيمه ها در محاصره دشمن قرار دارد، مى خواهد به ميدان برود و به آنها مى گويد كه خود را براى اسارت آماده كنيد و آنها را به صبر فرا مى خواند و براى آرام كردن آنها به زحمت مى افتد. مى خواهد به ميدان برود كه دختر كوچكش شيون كنان و سر برهنه مى آيد و دامن پدر را مى گيرد و مى گويد پدر آهسته تر، بايست تا از ديدار تو توشه برگيرم و تو را سير ببينم كه اين وداع آخر است . آنگاه دست و پاى پدر را مى بوسد. امام مى نشيند و دختر را در دامن خود مى گيرد و شديدا گريه مى كند و اشك ديدگانش را با آستين پاك مى كند و مى گويد: سكينه جان ! بعد از من گريه تو طولانى خواهد شد. بايد بعد از مرگ من تو گريه كنى . آيا مى توان تصور كرد در چنين حالتى ، كسى طاقت بياورد و متاءثر نشود؟!
يكى ديگر از مواردى كه امام حسين گريه كرد هنگامى بود كه بر بالين برادرش عباس حاضر شد و او را ديد كه با مشك پاره بر زمين افتاده و هر دو دستانش قطع شده و به طرفى پرت شده اند. در اين حال بود كه امام سخت گريه كرد. آنگاه كه قاسم عزم ميدان كرد نيز امام را در آغوش گرفت و آنچنان گريه كرد كه از هوش رفت و زمانى هم كه بر بالين جسد قاسم آمد و ديد كه پايمال اسبان شده ، شديدا گريه كرد. زمانى هم كه فرزندش على اكبر راهى ميدان شد اشك ديدگانش جارى گرديد و دست به محاسن شريف برد و سر را بلند كرد و به درگاه پروردگارش دعا نمود. هنگامى كه خواهرش زينب سلام الله عليها را دلدارى مى داد نيز امام حسين عليه السلام گريه كردند. اگر در هر يك از اين موارد تاءمل كنى متوجه مى شوى كه براى صاحب قلب سليم و مهربان غير ممكن است در چنين حالاتى گريه نكند و در مى يابى كه در هر كدام از اين حالت ها حكمت و خصوصيتى نهفته است .
دوم : يكى ديگر از دلايل گريه امام حسين براى اين بود كه ملاحظه مى كردند، دين اسلام در حال اضمحلال و نابودى است .
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 7:32  توسط مسیح  | 



http://uz.icro.ir/files/news/533161/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85.jpg


أَلْعامِلُ بِالظُّلْمِ وَ المُعينُ عَلَيْهِ وَ الرّاضِىُ بِهِ شُرَكاءُ ثَلاثَةٌ.

 

شخص ستمكار و كمك كننده بر ظلم و آن كه راضى به ظلم است، هر سه با هم شريكاند.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 7:26  توسط مسیح  | 

ای قوم در این عزا بگریید .... بر کشته ی کربلا بگریید .... با این دل مرده ، خنده تا چند ؟! ..... امروز در این عزا بگریید.


لا یوم کیومک یا أبا عبد الله.


+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 7:13  توسط مسیح  | 

http://www.aftablog.com/uploads/e/efs/56583.jpg

ما حارَ مَنِ اسْتَخارَ، وَ لا نَدِمَ مَنِ اسْتَشارَ.

 

هر كه خير جويد سرگردان نشود، و كسى كه مشورت نمايد پشيمان نگردد.

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 11:49  توسط مسیح  | 

دانلود نوحه شهادت حضرت امام علی (ع) - مرکز دانلود نوحه ایران

 اَلْمَنِيَّةُ وَ لاَ الدَّنِيَّةُ وَ التَّجَلُّدُ وَ لاَ التَّبَلُّدُ وَ الدَّهْرُ يَوْمانِ: فَيَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ فَإِذا كانَ لَكَ فَلا تَبْطَرْ،وَ إِذا كانَ عَلَيْكَ فَلا تَحْزَنْ فَبِكِلَيْهِما سَتُخْتَبَرُ.

 مردن بهتر از خوار شدن! و بى باكى بهتر از خود باختن است . روزگار دو روز است، روزى به نفع تو، و روزى به ضرر تو! چون به سودت شد شادى مكن، و چون به زيانت گرديد غم مخور، كه به هر دوى آن آزمايش شوى.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 20:40  توسط مسیح  | 

http://arvandkenarnews.gigpa.com/wp-content/uploads/2011/08/gunzj6gjnaxwrnyj7iw.jpg



«أَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ: أَلصَّبْرُ عَلَى الْمُصيبَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَىالطّاعَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى الْمَعْصِيَةِ.»

 صبر بر سه گونه است: صبر بر مصيبت، و صبر بر اطاعت، و صبر بر [ترك] معصيت.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 22:13  توسط مسیح  | 

http://vista.ir/include/lifestyle/images/1844f0cb197158a8d4410da38d88ef19.jpg

علی علیه السلام فرمودند :

«إِنَّما أَخْشى عَلَيْكُمْ إِثْنَيْنِ: طُولَ الاَْمَلِ وَ اتِّباعَ الْهَوى، أَمّا طُولُ الاَْمَلِ فَيُنْسِى الاْخِرَةَ وَ أَمّا إِتِّباعُ الْهَوى فَإِنَّهُ يَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ.»

 

همانا بر شما از دو چيز مىترسم: درازى آرزو و پيروى هواى نفس. امّا درازى آرزو سبب فراموشى آخرت شود، و امّا پيروى از هواى نفس، آدمى را از حقّ باز دارد.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1390ساعت 12:16  توسط مسیح  | 


http://www.mihan2fun.com/wp-content/uploads/1208359570fatemeh-masoomeh.jpg

میلاد بانوی مهر و وفا، مظهر جود و سخا، حضرت معصومه علیهاالسلام مبارک باد . . .

برآیینه جمال داور صلوات / بر روشنی چشم پیمبر صلوات

برحضرت معصومه فروغ سرمد / بر دسته گل موسی جعفرصلوات

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 8:46  توسط مسیح  | 

http://www.taghribnews.ir/images/docs/000053/n00053615-b.jpg 

علی علیه السلام:  قيمَةُ كُلِّ امْرِء ما يُحْسِنُ.

 

ارزش هر كسى آن چيزى است كه نيكو انجام دهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 8:27  توسط مسیح  | 

http://www.2777.ir/Images/News/Larg_Pic/25-3-1390/IMAGE634437522888437500.jpg 

«أَحْبِبْ حَبيبَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَعْصِيَكَ يَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغيضَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَكُونَ حَبيبَكَ يَوْمًا ما.»

 

با دوستت آرام بيا، بسا كه روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بيا، بسا كه روزى دوستت شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 15:56  توسط مسیح  | 

قالَ أَميرُالمُؤْمِنينَ عَلِىُّ بْنُ أَبيطالب(عليه السلام) :


أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْيا مَنْ لَمْ يَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ يَشْغَلِ الْحَلالُ شُكْرَهُ.

 

زاهد در دنيا كسى است كه حرام بر صبرش غلبه نكند، و حلال از شكرش باز ندارد.

+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1390ساعت 17:29  توسط مسیح  | 

قالَ أَميرُالمُؤْمِنينَ عَلِىُّ بْنُ أَبيطالب(عليه السلام) :

 مِنْ كُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزايا وَ كِتْمانُ الْمَصائِبِ.

 از گنجهاى بهشت; نيكى كردن و پنهان نمودن كار[نيك] و صبر بر مصيبتها و نهان كردن گرفتاريها (يعنى عدم شكايت از آنها) است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 11:31  توسط مسیح  | 

منتظران حقیقی:

شرط قرار گرفتن در شمار اصحاب و یاران ویژه ی امام زمان(عج)، به فرموده ی امام صادق(ع)، سه چیز است:

1.انتظاری حقیقی که اندیشه ساز، جدیت بخش و تکاپو آفرین است؛

2. عمل بر اساس ورع که بسی بالاتر از تقوا و پرهیزکاری است. تقوا، پرهیز از محرمات و عمل به واجبات است؛ اما ورع علاوه بر تقوا پرهیز از مکروهات و مشتبهات و عمل به مستحبات را نیز در بر می گیرد؛

3. عمل بر اساس محاسن و فضایل اخلاقی که لازمه اش تهذیب و وارستگی نفس از تمام رذایل اخلاقی است. با تمام توان و جدیت :«باید که جوشید، باید خروشید، باید دوباره از ریشه رویید!»
منتظران حقیقی ظهور، همواره بر اساس رضایت مولایشان حرکت می کنند و برای ظهور مصلح جهان به ترویج مکارم اخلاقی و ارزش های الهی در وجود خویش و جامعه ی جهانی می پردازند. بدین سان، انتظار موعود(عج) انتظاری سازنده، رشد آفرین و تزکیه بخش برای فرد و جامعه است
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 10:9  توسط مسیح  | 

چه خوشست من بمیرم به ره ولای مهدی     

   سر و جان بها ندارد که کنم فدای مهدی

همه نقد هستی خود بدهم به صاحب جان   

      که  یکی دقیقه بینم رخ دلگشای مهدی

نه هوای کعبه دارم نه صفا و مروه خواهم   

    که ندارد این مکانها به خدا صفای مهدی

چه کنم چه چاره سازم که دل رمیده من 

         نکند هوای دیگر به جز از هوای مهدی

من دلشکسته هر دم به امید درنشستم     

         که مگر عیان ببینم رخ دلشگای مهدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 10:5  توسط مسیح  | 


حضرت مهدی علیه السلام فرمود:
 
أنَا الَّذى أخْرُجُ بِهذَا السَیْفِ فَأمْلاَالاَْرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.
من آن كسى هستم كه در آخر زمان با این شمشیر (ذوالفقار) ظهور و خروج مى كنم و زمین را پر از عدل و داد مى نمایم همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است.

بحارالانوار: ج 53، ص 179، س 14، و ج 55، ص 41.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 9:55  توسط مسیح  | 

 بجز از علی نباشد به جهان گره گشایی ** طلب مدد از او کن,چو رسد غم و بلایی


چو به کار خویش مانی,در رحمت علی زن ** به جز او به زخم دلها,ننهد کسی دوایی


بشناختم خدارا,که شناختم علی را ** به خدا نبرده ای پی, اگر از علی جدایی


نظری به لطف و رحمت,به من شکسته دل کن ** که تو یار دردمندی,که تو یار بینوایی



ز ولای او بزن دم,که رها شوی ز هر غم ** سر کوی او مکان کن,بنگر که در کجایی


همه عمر همچو شهری, طلب مدد از او کن ** که به جز از علی نباشد, به جهان گره گشایی

(عباس شهری-شاعر معاصر)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 9:49  توسط مسیح  | 

امیرالمومنین علی (ع) در توصیف اهل ایمان میفرماید:

مومن نشاطش در چهره وغمش در دل است.او دارای سعه صدر زیادی است.
نفس اماره اش از هر چیزی خوارتر و از بلند پروازی بیزار است.و از اینکه کارهای خویش را به گوش دیگران برساند متنفر است.غمش طولانی,همتش بلندو سکوتش زیاد است.از فرصتهایش استفاده میکند,شاکر و شکیباست.در تفکراتش فرورفته,به خواهشهای نفس خویش بخل میورزد.اخلاقش نرم,طبیعتش ارام ونفسش از سنگ محکمتر است,در حالی که او از برده و غلام ,در تواضع خوارتر میباشد

(نهج البلاغه دشتی)


دنیا برای تو دو روز است,یک روز به نفع تو و طبق تمایلات توست ویک روز به ضررتو وبرخلاف خواهشهای توست.روزی که به نفع توست و نعم الهی را در اختیار داری طغیان و سرکشی منما و روزی که به ضرر توست و گرفتار ناملایماتی ,صابرو بردبار باش

.(نهج البلاغه-کلمه-390)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 9:45  توسط مسیح  | 


قالَ أَميرُالمُؤْمِنينَ عَلِىُّ بْنُ أَبيطالب(عليه السلام) :
1- خير پنهانى و كتمان گرفتارى
مِنْ كُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزايا وَ كِتْمانُ الْمَصائِبِ.
از گنجهاى بهشت; نيكى كردن و پنهان نمودن كار[نيك] و صبر بر مصيبتها و نهان كردن گرفتاريها (يعنى عدم شكايت از آنها) است.
2- ويژگى هاى زاهد
أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْيا مَنْ لَمْ يَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ يَشْغَلِ الْحَلالُ شُكْرَهُ.
زاهد در دنيا كسى است كه حرام بر صبرش غلبه نكند، و حلال از شكرش باز ندارد.
3- تعادل در جذب و طرد افراد
«أَحْبِبْ حَبيبَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَعْصِيَكَ يَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغيضَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَكُونَ حَبيبَكَ يَوْمًا ما.»
با دوستت آرام بيا، بسا كه روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بيا، بسا كه روزى دوستت شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 19:12  توسط مسیح  | 



 
پرتوى از سيره و سيماى اميرالمؤمنين على(عليه السلام)
اميرالمؤمنين على(عليه السلام)، چهارمين پسر ابوطالب، در حدود سى سال پس از واقعه فيل و بيست و سه سال پيش از هجرت در مكّه معظّمه، از مادرى بزرگوار و باشخصيّت، به نام فاطمه، دختر اسد بن هشام بن عبدمناف ، روز جمعه سيزده رجب در كعبه به دنيا آمد.
على(عليه السلام) تا شش سالگى در خانه پدرش ابوطالب بود.
در اين تاريخ كه سنّ رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) از سىسال گذشته بود در مكّه قحطى و گرانى پيش آمد و اين امر سبب شد كه على(عليه السلام) به مدّت هفت سال در خانه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)، تا اوّل بعثت، زندگى كند و در مكتب كمال و فضيلت آن حضرت تربيت شود.
اميرالمؤمنين در خطبه 192 نهج البلاغه مىفرمايد:«وَ لَقَدْ كُنْتُ أَتـَّبِعُهُ إِتّباعَ الْفَصيلِ اَثَرَ أُمِّهِ، يَرْفَعُ لى فى كُلِّ يَوْم مِنْ أَخْلاقِهِ عَلَمًا، وَ يَأْمُرُنى بِالاِْقْتِداء بِهِ.»«و من در پى او بودم چنانكه بچّه در پى مادرش، هر روز براى من از خلق و خوى خويش نشانه هاى برپا مىداشت و مرا به پيروى آن مىگماشت.»بعد از آن كه محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) به پيامبرى مبعوث گرديد، على(عليه السلام)نخستين مردى بود كه به او گرويد.
براى اوّلين بار ابوطالب پسر خود را ديد كه با پسرعموى خود مشغول نمازاند.
گفت: پسر جان چه كار مىكنى؟ گفت: پدر، من اسلام آورده ام و براى خدا با پسر عموى خويش نماز مىگزارم.
ابوطالب گفت: از وى جدا مشو كه البته تو را جز به خير و سعادت دعوت نكرده است.
ابن عبّاس مىگويد: نخستين كسى كه با رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)نماز گزارد، على بود.
روز دوشنبه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)به مقام نبوّت برانگيخته شد، و از روز سه شنبه على نماز خواند.
در سال سوم بعثت بعد از نزول آيه «وَ أَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الاَْقربينَ»; يعنى «خويشان نزديكتر خود را انذار كن!» رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بنى عبدالمطّلب را كه حدود چهل نفر بودند دعوت كرد و به آنها ناهار داد، امّا آن روز نشد سخن بگويد، روز ديگر آنها را دعوت كرد و بعد از صرف ناهار به آنها فرمود: كدام يك از شما مرا يارى كرده و به من ايمان مىآورد تا برادر و جانشين بعد از من باشد، على(عليه السلام)برخاست و فرمود: اى رسول خدا! من حاضرم تو را در اين راه يارى دهم.
فرمود: بنشين.
آن گاه سخن خويش را تكرار كرد و كسى برنخاست و فقط على(عليه السلام)برخاست و فرمود: من آماده ام.
فرمود بنشين.
بار سوم رسولخدا(صلى الله عليه وآله وسلم)سخن خود را تكراركرد.
باز على(عليه السلام) برخاست و آمادگى خود را براى يارى و همراهى پيامبر اعلام كرد.
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:«إِنَّ هذا أَخى وَ وَصِيّيى وَ وَزيرى وَ وارِثى وَ خَليفَتى فيكُمْ مِنْ بَعْدى.» «اين على، برادر و وصىّ و وارث و جانشين من در ميان شما پس از من مىباشد.»بعد از سيزده سال دعوت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در مكّه، مقدّمات هجرت آن حضرت به مدينه فراهم شد.
در شب هجرت، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به على(عليه السلام)فرمود: لازم است در بستر من بخوابى، على(عليه السلام) در بستر رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)خوابيد و آن شب كه اوّل ربيع الاوّل سال چهاردهم بعثت بود، ليلة المبيت ناميده مىشود و بر اساس روايات در همين شب آيه اى درباره على(عليه السلام)نازل شد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 19:4  توسط مسیح  | 

امام على عليه السلام : حقّ، براى هر عمل كننده اى نجات بخش است و براى هر گوينده اى حجّت و دليل .
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 19:17  توسط مسیح  | 

بحضرت صادق عرض كردند كه(اهل سنت) گمان كنند كه ابوطالب كافر بوده است فرمود دروغ گويند چگونه كافر بود در حاليكه ميگفت:

ألم تعلموا انا وجدنا محمدا 
نبيا كموسى خط فى اول الكتب 

شيخ سليمان بلخى صاحب كتاب ينابيع المودة درباره ابوطالب گويد:

و حامى النبى و معينه و محبه اشد حبا و كفيله و مربيه و المقر بنبوته و المعترف برسالته و المنشد فى مناقبه ابياتا كثيرة و شيخ قريش ابوطالب. 

يعنى ابوطالب كه رئيس و بزرگ قريش بود حامى و كمك پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بود و او را بسيار دوست داشت و كفيل معيشت و مربى آنحضرت بود و بنبوتش اقرار و برسالتش اعتراف داشت و در مناقب او اشعار زيادى سروده است.(درباره اثبات ايمان ابوطالب مطالب زيادى در كتب دينى‏نوشته شده و كتابهاى مستقلى نيز مانند كتاب ابوطالب مؤمن قريش برشته تأليف در آمده است) .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 17:56  توسط مسیح  | 

شيخ صدوق و فتال نيشابورى از يزيد بن قعنب روايت كرده‏اند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بوديم كه فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين در حاليكه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدايا من بتو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمده‏اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق ميكنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است بحق آنكه اين خانه را ساخته و بحق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، يزيد بن قعنب گويد ما بچشم خودديديم كه خانه كعبه از پشت(مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گرديد و ديوار بهم بر آمد چون خواستيم قفل درب خانه را باز كنيم گشوده نشد لذا دانستيم كه اين كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بيرون آمد و در حاليكه امير المؤمنين عليه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زيرا آسيه خدا را به پنهانى پرستيد در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مريم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانيد تا از خرماى تازه چيد و خورد(و هنگاميكه در بيت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسيد كه از اينجا بيرون شو اينجا عبادتگاه است و زايشگاه نيست) و من داخل خانه خدا شدم و از ميوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأديبش كردم و او را بغامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بتها را از خانه من ميشكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گويد و مرا تقديس و تمجيد نمايد خوشا بر كسيكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانيش كند.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 18:19  توسط مسیح  | 

قران کریم : (و وصّینا الانسانَ بِوالدیه احساناٌ حَملتهُ امُّه کرهاٌ و وضَعته کرها وحَملُه و فِصالُه ثلاثون شهرا) 

و به انسان سفارش کردیم تا به پدر و مادر نیکی نماید ، مادرش بسختی دوران بارداری او را گذرانید و به سختی بدنیایش آورد .....

  زحمات سى ماهه مادر را مى‏شمارد، که: دوران باردارى، زایمان، و دوران شیرخوارگى براى مادر دشوار است. و همه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذکر مى‏کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 19:0  توسط مسیح  | 

میلاد با سعادت بانوی آب و آیینه ، عصاره خلقت ، حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها و فرزند رشیدش حضرت روح الله بر شما عاشقان ولایت مبارک باد.

على‏ علیه السلام مى‏فرمود: وقتى به خانه مى‏آمدم و به زهرا نگاه مى‏كردم، تمام غم و اندوهم برطرف مى‏شد. هرگز كارى نكردم كه فاطمه از من خشمناك و ناراحت شود. فاطمه نیز هرگز مرا خشمناك نساخت.


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 18:38  توسط مسیح  | 


 آلبوم و آرشیو کارت پستال ها | کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر | www.vefagh.co.ir

امام باقرعلیه السلام در شأن عبادت او فرمود:«كانت تَقومُ حَتى‏ تَورَّمَ قدماها.»؛ حضرت چنان عبادت می کرد که پاهای - مبارک- ایشان ورم نموده بود.

روزى رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم به او فرمود: «دخترم از خدا چیزى بخواه كه جبرئیل از جانب خدا وعده اجابت داده است.»،حضرت عرض كرد:«حاجتى جز توفیق در بندگى خدا ندارم. آرزویم این است ناظر جمال او باشم و به وجه كریمش نظاره كنم.» و خود در مناجاتش مى‏فرمود:«أسالك لذة النّظر الى وجهك».

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اردیبهشت 1390ساعت 20:13  توسط مسیح  |