رمضان ماه رحمت

http://mouhajer.files.wordpress.com/2008/09/ramadan.jpg

رمضان ماه رحمت

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.

بحار الانوار، ج 93، ص 342

فضيلت ماه رمضان

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.

بحار الانوار، ج 93، ص 344

دعاى روز دوازدهم

http://www2.irib.ir/tv/ramazan86/images/ramezan_n5.jpg

دعاى روز دوازدهم

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ زَیّنّی فیهِ بالسّتْرِ والعَفافِ واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ والکفافِ واحْمِلنی فیهِ

على العَدْلِ والإنْصافِ وامِنّی فیهِ من کلِّ ما أخافُ بعِصْمَتِک یا عِصْمَةَ الخائِفین .


خدایا زینت ده مرا در آن با پوشش و پاکدامنى و بپوشانم در آن جامه قناعت و

خوددارى و وادارم نما در آن بر عدل و انصاف و آسوده ام دار در آن از هر چیز که مى

ترسم به نگاهدارى خودت اى نگه دار ترسناکان .

دعاى روز یازدهم

http://aarezoha.persiangig.com/image/ramezan/blqna-ramadan.jpg

دعاى روز یازدهم

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ حَبّبْ الیّ فیهِ الإحْسانَ وکرّهْ الیّ فیهِ الفُسوقَ والعِصْیانَ وحَرّمْ علیّ فیهِ السّخَطَ والنّیرانَ بِعَوْنِک یا غیاثَ المُسْتغیثین .

خدایا دوست گردان بمن در این روز نیکى را و ناپسند بدار در این روز فسق و نافرمانى را و حرام کن بر من در آن خشم و سوزندگى را به یاریت اى دادرس داد خواهان .

از كرامات آن حضرت

وفات حضرت خدیجه(علیهاسلام)تسلیت باد

 

حضرت خدیجه(سلام الله علیها)

حضرت خديجه (س) شخصيتي‌ بزرگواري است كه 25 سال در بحرانيترين دوران صدر اسلام در كنار پيامبر بود،
ايشان بانويي بسيار شريف، ثروتمند، با آبرو و احترام و عزت در جامعه عرب جاهلي بوده است.
از زماني كه ايشان متوجه شخصيت پيامبر اكرم ميشوند شيفته اين وجود مبارك ميشوند كه اين خود نشانه باز و روشن بودن قلب و ضمير حضرت خديجه (س) است است كه جذب رسول‌الله مي‌شوند 
شيفتگي ايشان به پيامبر به خاطر گرايش به حق و حق پرستي بوده است. 
ايشان در ميان زنان اولين كسي است كه در آن جامعه جهل و تاريكي و ظلالت كه فقط بت پرستي حاكم بود و دين حق چندان موقعيتي نداشت اسلام را ميپذيرند و به پيامبر اكرم ايمان ميآورند و از حضرت حمايت ميكنند و از دين جديدي كه در آن جامعه تاريك پشتوانهاي نداشت كاملاً حمايت ميكنند و سرمايهشان را در اين راه خرج ميكنند
در شرح حال حضرت داريم كه هر امري كه از جانب پيامبر ميآمد ايشان اطاعت ميكرد و در مسئله ازدواجشان هم با اينكه حضرت خديجه چنان ثروت و مكنتي داشتند اما طبق گزارشها در مسئله مهريه هم همان مهريهاي را كه پيامبربراي همسران بعديشان هم تعيين ميكنند كه يك مهريه متوسط و رايج در آن زمان بود

پيامبر(ص) مي‌فرمايند: «خديجه اولين زني بود كه به من ايمان آورد و در زماني كه همه مرا ترك كردند او ياريام كرد» و باز پيامبر ميفرمايند كه: «خداوند از هيچ زني به من فرزند نداد و فقط از خديجه به من فرزند داد»

پيامبر(ص) در حدث ديگري در مورد حضرت خديجه فرمودند كه «چهار نفر از زنان هستند كه بهترين زنان بهشت هستند ؛ حضرت خديجه، حضرت فاطمه، حضرت مريم و آسيه زن فرعون».

در گزارشهاي تاريخي آمده كه وقتي حضرت خديجه - چند روز بعد از ابوطالب - از دنيا ميروند براي پيامبر واقعاً مصيبت و سختي بزرگي بود تا حدي كه آن سال را «عام الحزن» يعني سال اندوه ناميدند زيرا پيامبر حامي و پشتيبان خود را از دست دادند.

از كرامات آن حضرت پذيرش ولايت اميرالمومنين علي(ع) است. اگرچه واقعه غدير خم و آيه مربوط به مسئله ولايت اميرالمؤمنين در سالهاي آخر رسالت پيامبر اكرم نازل شد و حضرت خديجه چند سال قبل از هجرت از دنيا رفتند اما پيامبر اكرم در زمان حيات حضرت خديجه مسئله ولايت اميرالمؤمنين را - چنانكه نقلها روايت ميكند - به ايشان گوشزد ميكنند و ايشان ولايت اميرالمؤمنين را ميپذيرند و با ولايت اميرالمؤمنين از اين دنيا ميروند كما اينكه هنوز مكلف به اين پذيرش نبودند اما از آنجايي كه حضرت مطيع پيامبر و مطيع رهبرشان بودند و هر دستور پيامبر را قبول ميكردند، مسئله ولايت را هم كه هنوز در موردش آيه نيامده بود پذيرفتند.

حضرت خدیجه

وفات حضرت خدیجه(س)تسليت باد

حضرت خدیجه سلام الله علیها یکی از چهار زن کامل دنیاست

حضرت خدیجه
 


 

پدر او: خو يلد بن عبد الغري بن قُصَي بن كلاب است.
مادر او: فاطمه دختر زائده بن أصَم است.
تولد: سال 68 پيش از هجرت
فرزندان: قاسم، عبدا...، زينب، ام كلثوم، فاطمه و رقيه مي باشند.
لقب: طاهره
وفات: در ماه رمضان سال دهم بعثت و پس از سه روز بعد از وفات ابوطالب است.
پيغمبر(ص) او را در حجون دفن كرد و خود او را در قبر گذاشت و سال وفات او عام الاحزان (سال اندوه ها) ناميده شده است و خديجه به هنگام وفات 65 سال داشت.

 

کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان

http://www.mrmahdi.com/azam/wp-content/uploads/2009/08/11.jpg

کاش در این رمضان لایق دیدار شوم

سحری با نظر لطف تو بیدار شوم

کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان

تا که هم سفره تو لحظه افطار شوم

دعاى روز دهم

http://www.sobh.org/images/Home/up-date/ramezan2.jpg

دعاى روز دهم

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعلنی فیهِ من المُتوکلین علیک واجْعلنی فیهِ من الفائِزینَ لَدَیْک واجْعلنی فیهِ من المُقَرّبینَ الیک بإحْسانِک یاغایَةَ الطّالِبین .

خدایا قرار بده مرا در این روز از متوکلان بدرگاهت و مقرر کن در آن از کامروایان حضرتت و مقرر فرما در آن از مقربان درگاهت به احسانت اى نهایت همت جویندگان .

خصال هفتگانه مخصوص روزه‏داران

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/hayateno/Ramadan_Kareem(99).jpg

خصال هفتگانه مخصوص روزه‏داران

در حديثى طويل حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) از پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) چنين نقل مى‏فرمايد كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: هيچ مؤمنى نيست كه ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگيرد، مگر آنكه خداى تبارك و تعالى فت‏خصلت را براى او واجب و لازم گرداند: 1- هر چه حرام در پيگرش باشد محو و ذوب گرداند، 2- به حمت‏خداى عزوجل نزديك مى‏شود، 3- (با روزه خويش) خطاى پدرش حضرت آدم را مى‏پوشاند، 4- خداوند لحظات جان كندن را بر وى آسان گرداند، 5- از گرسنگى و تشنگى روز قيامت در امان خواهد بود، 6- خداى عزوجل از خوراكيهاى لذيذ بهشتى او را نصيب دهد، 7- خداى و عزوجل برائت و بيزارى از آتش دوزخ را به او عطا فرمايد.

دعاى روز ششم

http://www.sobh.org/images/Home/up-date/ramezan2.jpg

دعاى روز ششم

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ لا تَخْذِلْنی فیهِ لِتَعَرّضِ مَعْصِتِک ولا تَضْرِبْنی بِسیاطِ نَقْمَتِک وزَحْزحْنی فیهِ من موجِباتِ سَخَطِک بِمَنّک وأیادیک یا مُنْتهى رَغْبةَ الرّاغبین .

خدایا وا مگذار مرا در این روز در پى نافرمانیت روم و مزن مرا با تازیانه کیفر و دور و برکنارم بدار از موجبات خشمت بحق احسان و نعمت هاى بى شمار تو اى حد نهایى علاقه و اشتیاق مشتاقان .

آداب روزه‏دار

http://negar2009no.persiangig.com/image/Ramadan_end.JPG

جعفر بن محمد (عليهما السلام) از آباء گرامش از فاطمه دخت گرام رسول الله (صلى الله عليهم اجمعين) روايت مى‏نمايد: كه حضرت زهرا (عليها السلام) فرمود: صائم با روزه خويش كارى نكرده (يعنى حق روزه را ادا نكرده) هرگاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه كه بر آنها حرام است) حفظ نكرده باشد.

دعاى روز پنجم

http://dl.lxl.ir/mojtaba./picture/ramezan.jpg

دعاى روز پنجم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ من المُسْتَغْفرینَ واجْعَلْنی فیهِ من عِبادَک الصّالحینَ القانِتین

واجْعَلْنی فیهِ من اوْلیائِک المُقَرّبینَ برَأفَتِک یا ارْحَمَ الرّاحِمین .


خدایا قرار بده مرادر این روز از آمرزش جویان وقرار بده مرا در این روز از بندگان شایسته و فرمانبردارت و قرار بده مرا در این روز از دوستان نزدیکت به مهربانى خودت اى مهربان ترین مهربانان .

دعاى روزه‏داران

http://dariush2.persiangig.com/image/ax/418652488_35d81851e8.jpg

دعاى روزه‏داران

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.

دعاى روز چهارم

دعاى روز چهارم
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ قوّنی فیهِ على إقامَةِ أمْرِک واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِکرِک وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُکرَک بکرَمِک واحْفَظنی فیهِ بحِفظْک وسِتْرِک یا أبْصَرَ النّاظرین .

خدایا نیرومندم نما در آن روز به پا داشتن دستور فرمانت و بچشان در آن شیرینى یادت را و مهیا کن مرا در آنروز براى انجام سپاس گذاریت به کرم خودت نگهدار مرا در این روز به نگاه داریت و پرده پوشى خودت اى بینا ترین بینایان .

دعاى روز سوم

http://www.tebbeghorani.com/images/ramazan.jpg

دعاى روز سوم
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ ارْزُقنی فیهِ الذّهْنَ والتّنَبیهَ وباعِدْنی فیهِ من السّفاهة والتّمْویهِ واجْعَل لی نصیباً مِنْ کلّ خَیْرٍ تُنَزّلُ فیهِ بِجودِک یا أجْوَدَ الأجْوَدین .

خدایا روزى کن مرا در آنروز هوش و خودآگاهى را و دور بدار در آن روز از نادانى و گمراهى و قرار بده مرا بهره و فایده از هر چیزى که فرود آوردى در آن به بخشش خودت اى بخشنده ترین بخشندگان .

پاداش روزه

http://rg5-moslem2.isfschools.net/Portals/34/ramadan4%5B1%5D.jpg


رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:

روزه براى من است و من پاداش آن را هستم.

وسائل الشيعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30



رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخوراند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.

بحار الانوار ج 93 ص 331


رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اينان در روز قيامت‏سير مى‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح‏2.

دعاي روز دوم ماه مبارك رمضان؛

http://img.tebyan.net/big/1387/06/200230191862505610681036825962432097592.jpg

دعاي روز دوم ماه مبارك رمضان؛

اللهمّ قَرّبْني فيهِ الى مَرْضاتِكَ وجَنّبْني فيهِ من سَخَطِكَ و نَقماتِكَ و وفّقْني فيهِ لقرآئةِ آياتِكَ برحْمَتِكَ يا أرْحَمَ الرّاحِمين.

خداوندا، مرا در اين روز به رضا و خشنوديت نزديك ساز و از خشم و غضبت دور فرما و براي قرائت آيات قرآنت توفيق ده، به حق رحمتت اي مهربان‌ترين مهربانان.

فلسفه روزه

http://img.tebyan.net/big/1387/06/1522301121349614314842142229229205826986252.jpg

امام على عليه السلام فرمود:

روزه پرهيز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏كند.

بحار ج 93 ص 249

امام على عليه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80

امام صادق عليه السلام فرمود:

آنگاه كه روزه مى‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.»

الكافى ج 4 ص 87، ح 1

http://www2.irib.ir/tv/ramazan86/images/ramezan_n5.jpg

 

درباره ماه رمضان

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبایست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئیم، رمضان آمد یا رفت، بلكه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنى ماه را باید به اسم اضافه نمود، در این رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) گوش فرا مى‏دهیم.

رمضان از اسماء الله است

هشام بن سالم نقل روایت مى‏نماید و مى‏گوید: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (علیهما السلام) بودیم، پس سخن از رمضان به میان آوردیم.

فقال علیه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا یجیى و لا یذهب و انما یجیى‏ء و یذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فیه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عیدا و كقوله تعالى فى عیسى بن مریم (علیهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائیل. (1)

امام علیه السلام فرمود: نگوئید این است رمضان، و نگوئید رمضان رفت و یا آمد، زیرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آید كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آید، بلكه بگوئید ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنید در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عید قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عیسى بن مریم (سلام الله علیهما) را براى بنى اسرائیل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (علیه السلام) روایت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانید كه رمضان چیست (و چه فضائلى در او نهفته است).

خطبه پيامبر(ص) در روز آخر شعبان

http://www.rissna.ir/Pictures%5CSign%5CSign%5Cramazan.jpg

ماه رمضان براى مؤمن سود و براى منافق خسران است

حضرت سلمان فرمود: در روز آخر شعبان پيامبر(صلى الله عليه و آله) براى ما خطبه‏اى در فضيلت ماه رمضان قرائت فرمود: و در خطاب خويش به ما فرمود: اى مردم براستى سايه افكنده بر سر شما ماه بزرگ مباركى، ماهى كه در او شبى است كه از هزار ماه بهتر است، كه خداوند روزه‏اش را فرض و واجب نموده، و به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، كسى كه تقرب بجويد به خداوند،به انجام نافله خيرى، مثل آن است كه در غير ماه رمضان فريضه‏اى انجام داده باشد، و اين ماه ماه صبر است، و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است.

و ماه روزه، ماه مواسات و برابرى است، و ماهى است، كه رزق مؤمن در او زياد مى‏گردد، و ماهى است كه اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش، و آخرش آزادى از آتش جهنم است، و اين ماه براى مؤمن بهره و منفعت است، و براى منافق خسارت و ضرر.

تولد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

تولد امام زمان (عج):

عن ثقه الاسلام الكليني (ره) في الكافي: ولد (ع) للنصف من شعبان سنه خمس و خمسين و مأتين. شيخ اجل محمد بن يعقوب كليني (ره) در كتاب كافي مي گويد: ‌امام زمان (عج) در نيمه شعبان سال ۲۵۵ هجري قمری متولد شدند.

مرحوم شيخ صدوق و شيخ طوسي روايت مي كنند:

حكيمه خاتون مي گويد: يك روز به منزل امام حسن عسكري (ع) رفته بودم و تا هنگام غروب آفتاب، خدمت حضرت بودم، چون خواستم برگردم، ايشان به من فرمودند: عمه جان! امشب نزد ما بمان، در اين شب فرزندي متولد مي شود كه خداوند زمين را به وسيله او با علم و ايمان هدايت، زنده مي كند، پس از اين كه با رواج كفر و گمراهي مرده باشد. عرض كردم: از چه كسي؟ من كه در نرجس، آثار حمل نمي بينم. حضرت فرمودند: خداوند حمل او را چون حمل مادر حضرت موسي (ع) مخفي قرار داده است.

حكيمه مي گويد: آن شب در منزل حضرت ماندم، افطار كردم و هنگام استراحت، نزديك نرجس خوابيدم و پيوسته مراقب او بودم. او آرام خوابيده بود و من در حيرت بودم. در اين شب زودتر براي نماز شب برخاستم، چون به نماز وتر رسيدم، نرجس از خواب برخاست و وضو گرفت و نماز شب خواند؛ به آسمـان نگاه كردم، فجر كاذب دميده بود و صبـح صادق نزديك بود؛ چيزي نمـانده بود كه شك در دلم پديد آيد، ناگاه امـام حسـن عسكري (ع) از داخل حجره خود صدا زدند: عمه جان! شك مكن، وعده اي كه دادم نزديك است. در اين هنگام آثار درد زايمان در نرجس پديدار شد، من نام خداوند را بر او خواندم. حضرت صدا زدند: براي  او سوره قدر بخوان. من شروع به خواندن سوره قدر كردم و شنيدم كه آن كودك از درون شكم مادر با من همراهي نمود و بر من سلام كرد. من ترسيدم. صداي امام بلند شد كه عمه جان! از قدرت خداوند شگفت زده نشو، خداوند، ما را در كودكي به حكمت گويا مي گرداند و در بزرگسالي، حجت خود در روي زمين قرار مي دهد.

كلام حضرت كه به پايان رسيد، نرجس از ديده من غايب شد،‌ با شتاب به سوي امام رفتم، حضرت فرمودند: باز گرد، او را خواهي يافت. چون باز گشتم، در نرجس نوري مشاهده كردم كه چشمم را خيره كرد و حضرت صاحب الزمان (عج) را ديدم كه رو به قبله به سجده افتاد و بر زانو نشست و انگشتان سبابه خود را بلند كرد و گفت: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان جدي رسول الله  وان ابي اميرالمومنين وصي رسول الله، بعد نام تمامی ائمه را برد تا به نام خودش رسيد و فرمود: اللهم انجزلي وعدي و اتمم لي امري و ثبت وطاتي و املاء الارض بي عدلا و قسطا. (بار خدايا! به وعده اي كه به من فرموده اي، وفا كن و امر امامت مرا كامل كن و قدرت انتقام از دشمنانت را به من عنايت كن و زمين را به وسيله من از عدل و داد پر كن).

حضرت امام حسن عسكري (ع) صدا زدند: عمه جان! فرزندم را بياور. من نوازد را گرفتم و ديدم بربازوي دست راستش نوشته شده است:
جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقاً
. (حق آمد و باطل نابود گرديد؛ يقيناً باطل نابود شدني است. سوره اسري/ آيه 81)

چون نوزاد را به نزد حضرت بردم، او را روي دست گرفت و فرمود: فرزندم! به قدرت الهي سخن بگو. پس صاحب الامر فرمود: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون. (ما اراده كرديم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم و حكومتشان را درزمين پا برجا سازيم؛ و به فرعون و هامان و لشكريانشان؛ آنچه را از آنها (بني اسرائيل) بيم داشتند، نشان دهيم. سوره قصص/ آيه 5)


- بحارالانوار، ج 51، ص 2-4، ح 3، ص 11-15، ح 14،‌ ص 17-18 ، ح 25. با تلخيص و تصرف در عبارات

وصال

http://usera.imagecave.com/m2u118/151426003.jpg

وصال

تا کي به تمناي وصال تو يگانه                                                اشکم شود از هر مژه چون سيل روانه

خواهد که سرآيد غم هجران تو يا نه                                         اي تيره غمت را دل عشاق نشانه

                                                     جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه

رفتم به در صومعه عابد و زاهد                                                  ديدم همه را پيش رخت راکع و ساجد

در ميکده رهبانم و در صومعه عابد                                               گه معتکف ديرم و گه ساکن مسجد

                                                     يعني که تو را مي‌طلبم خانه به خانه

روزي که برفتند حريفان پي هر کار                                            زاهد سوي مسجد شد و من جانب خمار

من يار طلب کردم و او جلوه‌گه يار                                            حاجي به ره کعبه و من طالب ديدار

                                                     او خانه همي جويد و من صاحب خانه

هر در که زنم صاحب آن خانه تويي تو                                          هر جا که روم پرتو کاشانه تويي تو

در ميکده و دير که جانانه تويي تو                                                 مقصود من از کعبه و بتخانه تويي تو

                                                       مقصود تويي، کعبه و بتخانه بهانه

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان ديد                                        پروانه در آتش شد و اسرار عيان ديد

عارف صفت روي تو در پير و جوان ديد                                            يعني همه جا عکس رخ يار توان ديد

                                                       ديوانه منم، من که روم خانه به خانه

عاقل به قوانين خرد راه تو پويد                                                   ديوانه برون از همه آئين تو جويد

تا غنچهء بشکفتهء اين باغ که بويد                                              هر کس به بهاني صفت حمد تو گويد

                                                       بلبل به غزل خواني و قُمري به ترانه

بيچاره بهايي که دلش زار غم توست                                     هر چند که عاصي است ز خيل خدم توست

اميد وي از عاطفت دم به دم توست                                         تقصير "خيالي" به اميد کرم توست

                                                      يعني که گنه را به از اين نيست بهانه

 

شعر : مهدی کیست؟

http://hamdely.persiangig.com/imam%20mahdi/SAVIOUR%20SAVIOR%20%20REDEEMER%20imam%20mahdi%20(7).jpg

مهدي است آنکه نهضت قرآن بپا کند
مهدي است آنکه نيک و بد از هم جدا کند

مهدي است آنکه پرتو
توحيد پاک را
در قلبهاي تيره و آلوده جا کند

مهدي است آنکه در شب ميلاد او
خدا
او را به (مَرحبا لِکَ عِبدي) ندا کند

مهدي است آنکه حُسن دلاراي احمدي

از چهره مبارک خود رو نما کند

مهدي است آنکه پرچم اسلام راستين

بر قلعه
هاي محکم دشمن بپا کند
مهدي است آنکه کاخ عظيم ستمگري

با يک نهيب خويش دچار
فنا کند
مهدي است آنکه داد سراي نهائيش

بر پايه هاي عدل خدائي بنا کند

مهدي است آنکه کينه و بغض و نفاق را

تبديل بر محبُت و صلح و صفا کند

مهدي است آنکه چشمه فياض علم را

بر تشنگان دانش و عرفان عطا کند

مهدي
است آنکه از نظري بر جمال او
هر دردمند غمزده کسب شفا کند

مهدي است آنکه
مژده فجر طلوع خويش
از پايگاه کعبه بگوش آشنا کند

مهدي است آنکه دولت عدل
جهانيش
حقّ عظيم عترت و قرآن ادا کند

مهدي است آنکه وقت نماز جماعتش

عيسي بصد نياز باو اقتدا کند

مهدي است آنکه تابش خورشيد طلعتش

قبر نهان
فاطمه را برملا کند
برخيز و باز دامن لطفش (حسان) بگير

شايد که از کرم به
تو هم اعتنا کند