ولادت على عليه السلام
ولادت على عليه السلام

ضربتى كه از عبادت جن و انس برتر بود
ضربتى كه از عبادت جن و انس برتر بود

آيين پيامبر(ص) پيش از بعثت
آيين پيامبر(ص) پيش از بعثت

حوادث شب ولادت
حوادث شب ولادت
برو به ادامه مطلب........

..
ازدواج عبدالله با آمنه
ازدواج عبدالله با آمنه

اجداد پيامبر همگى موحد بودند

اجداد پيامبر همگى موحد بودند
برو به ادامه مطلب ............تحليل عام الفيل

تحليل عام الفيل سال تولد پيامبر(ص)
برو به ادامه مطلب..........
نگار من

نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت بغمزه مساله آموز صد مدرس شد
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد
![]() ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد |
يجاد وحدت اسلامي

ايجاد وحدت اسلامي در جامعه (با نگرش به سيره پيامبر (ص) در مدينه النبي)
آنچه پيرامون تلاش حضرت محمد (ص) درباره ايجاد وحدت و برادري ديني گفته شده است در اين کلام زيبا در نهج البلاغه آمده است آنجا که امام علي (ع) مي فرمايد: خداوند به دست او کينه ها را دفع،آتش را خاموش ساخت بيگانگي را پيوند برادري داد و خويشاوندي را پراکند و با او عزت هاي ناروا را به ذلت و ذلت هاي ناجا را به عزت بدل کرد.آري پيامبر بر حسب مأموريتي که داشت صلا داد و رسالت هاي پروردگارش را ابلاغ کرد پس خداوند به وسيله آن حضرت شکاف هاي ناشي از اختلافات را بر نمود و ميان خويشاوندانش همبستگي و الفت را به وجود آورد آن هم در پي شعله هاي عداوتي که در سينه ها افروخته شده بود و کينه هاي نهفته اي که در دلها جرقه مي زدپيام آور وحي،
ستاره اي بدرخشيد وماه مجلس شد دل رميده ما انيس و مونس شد
نگارمن كه به مكتب نرفت وخط ننوشت بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد
ببوي او دل بيمار عاشقان چو صبا فداي عارض نسرين وچشم نرگس شد
همسران و فرزندان
خدیجه اولین همسر پیامبر صلی الله علیه و آله بود و تا
زمانی که زنده بود رسول خدا همسر دیگری اختیار نکرد. پیامبر از خدیجه دارای سه پسر
و چهار دختر شد: قاسم (که کنیه پیامبر صلی الله علیه و آله به همین خاطر ابوالقاسم
است)، عبدالله، طاهر، رقیه، ام الکلثوم، زینب و حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام. پیامبر
از دیگر همسران خود فرزندی نداشت جز از ماریه قبطیه که صاحب پسری به نام ابراهیم
گردید.
امام علی علیه السلام در دامن پیامبر
حضرت محمد برای کمک به عمویش ابوطالب که در تنگدستی قرار
گرفته بود، فرزند او علی را همراه برد و تحت سرپرستی خود قرار داد و عباس ابن
عبدالمطلب، عموی پیامبر، هم فرزند دیگر ابوطالب، جعفر بن ابیطالب را به همراه برد.
آنگاه رسول خدا فرمود: « من همان را برگزیدم که خدا او را برای من برگزیده است».
دوران نوجوانی

پیامبر صلی الله علیه و آله در بیست (یا پانزده) سالگی همراه عموهای خود در چهارمین جنگ از جنگ های فجار شرکت کرد. این نبرد بین طایفه قریش و قبیله هوازن واقع شد. رسول خدا فرموده است: « من در این جنگ به عموهایم تیر می دادم تا آنان پرتاب کنند». پس از پایان نبرد فجار، پیمانی به نام «حلف الفضول» بین طایفه هایی از قریش بسته شد که بر اساس آن می بایست برای یاری هر مظلومی در مکه و باز گرفتن حق او از ستمکار، متحد شوند و اجازه ندهند در مکه بر کسی ستم رود. رسول خدا بیست ساله بود که در خانه عبدالله بن جدعان در این پیمان شرکت کرد و با قریشیان هم پیمان گردید تا یاور ستمدیدگان باشد. آن حضرت سال ها پس از حلف الفضول در زمان بسط اسلام فرمود: «در سرای عبدالله بن جدعان در پیمانی شرکت کردم که اگر در اسلام هم به مانند آن دعوت می شدم اجابت می کردم و اسلام جز استحکام، چیزی بر آن نیفزوده است». حضرت محمد در سن 35 سالگی با تدبیر خود در نصب حجرالاسود (در ماجرای تجدید بنای کعبه) مانع جنگ و نزاع بین طواپف قریش گردید. آوازه امانت داری و راست گفتاری محمد صلی الله علیه و آله باعث شد تا حضرت خدیجه علیهاسلام، دختر خویلد، زن برجسته و ثروتمند قریش که برای تجارت، از مردان یاری می گرفت او را به همکاری دعوت نماید و آن حضرت را در قالب قراردادی برای تجارت عازم شام «سوریه» کند. رسول اکرم پس از بازگشت، سود فراوانی را که به دست آورده بود به خدیجه سپرد. خدیجه که شیفته ی حسن خلق و صفات برجسته او شده بود، به آن حضرت پیشنهاد ازدواج داد که مورد پذیرش او قرار گرفت. ازدواج آن ها دو ماه و بیست و پنج روز پس از بازگشت او از شام «سوریه» بوده است. سن خدیجه را هنگام ازدواج با پیامبر از 25 تا 40، متفاوت، نقل کرده اند
سرپرست پیامبر

سرپرست پیامبر
حضرت محمد صلی الله علیه و آله، هنوز به دنیا نیامده بود
(یا در گهواره بود) که پدرش در بازگشت از سوریه در مدینه درگذشت. از آن پس سرپرستی
کودک به عبدالمطلب، بزرگ خاندان قریش رسید و او نیز کودک را به دایه ای به نام
حلیمه سعدیه از قبیله بنی سعد سپرد. حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم پنج سال
در قبیله بنی سعد نزد حلیمه بود و پس از آن به دامان خانواده خویش بازگشت. پس از
مدتی، آمنه برای زیارت قبر همسر خویش، عبدالله، و دیدار خویشاوندان راهی مدینه شد.
او در این سفر فرزند خود را نیز همراه برد، یک ماه در شهر مدینه درنگ کرد و هنگام
بازگشت در محلی به نام ابواء از دنیا رفت. عبدالمطلب پس از درگذشت آمنه، بیش از
پیش از محمد محافظت می کرد؛ هر گاه در کنار کعبه با سران قریش و پسران خویش می
نشست، همین که چشمش به محمد می افتاد او را در کنار خود می نشاند و می گفت: « به
خدا سوگند، او دارای منزلتی بزرگ خواهد بود». در هشتمین بهار زندگی حضرت محمد صلی
الله علیه و آله، عبدالمطلب نیز درگذشت و بنا به سفارش او ابوطالب سرپرستی حضرت وی
را به عهده گرفت. ابوطالب که مردی با ایمان، موحد و نیز از شخصیت های برجسته قریش
بود، در نگهبانی و دفاع از پیامبر از هیچ کوششی فرو گذار نکرد و در سالی که محمد
دوازده ساله شد، او را همراه خود به سفر سالیانه خود برای تجارت به شام (سوریه)
برد. دراین سفر، کاروان قریش در مسیر خود در محلی به نام بصری توقف نمود. بحیرا
راهب مسیحی، که دراین مکان اقامت داشت، محمد را دید و خبر از آینده او و دین جهان
گستر او داد.

