منتظران حقیقی:

منتظران حقیقی:

شرط قرار گرفتن در شمار اصحاب و یاران ویژه ی امام زمان(عج)، به فرموده ی امام صادق(ع)، سه چیز است:

1.انتظاری حقیقی که اندیشه ساز، جدیت بخش و تکاپو آفرین است؛

2. عمل بر اساس ورع که بسی بالاتر از تقوا و پرهیزکاری است. تقوا، پرهیز از محرمات و عمل به واجبات است؛ اما ورع علاوه بر تقوا پرهیز از مکروهات و مشتبهات و عمل به مستحبات را نیز در بر می گیرد؛

3. عمل بر اساس محاسن و فضایل اخلاقی که لازمه اش تهذیب و وارستگی نفس از تمام رذایل اخلاقی است. با تمام توان و جدیت :«باید که جوشید، باید خروشید، باید دوباره از ریشه رویید!»
منتظران حقیقی ظهور، همواره بر اساس رضایت مولایشان حرکت می کنند و برای ظهور مصلح جهان به ترویج مکارم اخلاقی و ارزش های الهی در وجود خویش و جامعه ی جهانی می پردازند. بدین سان، انتظار موعود(عج) انتظاری سازنده، رشد آفرین و تزکیه بخش برای فرد و جامعه است

چه خوشست من بمیرم به ره ولای مهدی  

چه خوشست من بمیرم به ره ولای مهدی     

   سر و جان بها ندارد که کنم فدای مهدی

همه نقد هستی خود بدهم به صاحب جان   

      که  یکی دقیقه بینم رخ دلگشای مهدی

نه هوای کعبه دارم نه صفا و مروه خواهم   

    که ندارد این مکانها به خدا صفای مهدی

چه کنم چه چاره سازم که دل رمیده من 

         نکند هوای دیگر به جز از هوای مهدی

من دلشکسته هر دم به امید درنشستم     

         که مگر عیان ببینم رخ دلشگای مهدی

زمین را پر از عدل و داد


حضرت مهدی علیه السلام فرمود:
 
أنَا الَّذى أخْرُجُ بِهذَا السَیْفِ فَأمْلاَالاَْرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.
من آن كسى هستم كه در آخر زمان با این شمشیر (ذوالفقار) ظهور و خروج مى كنم و زمین را پر از عدل و داد مى نمایم همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است.

بحارالانوار: ج 53، ص 179، س 14، و ج 55، ص 41.

بجز از علی نباشد به جهان گره گشایی

 بجز از علی نباشد به جهان گره گشایی ** طلب مدد از او کن,چو رسد غم و بلایی


چو به کار خویش مانی,در رحمت علی زن ** به جز او به زخم دلها,ننهد کسی دوایی


بشناختم خدارا,که شناختم علی را ** به خدا نبرده ای پی, اگر از علی جدایی


نظری به لطف و رحمت,به من شکسته دل کن ** که تو یار دردمندی,که تو یار بینوایی



ز ولای او بزن دم,که رها شوی ز هر غم ** سر کوی او مکان کن,بنگر که در کجایی


همه عمر همچو شهری, طلب مدد از او کن ** که به جز از علی نباشد, به جهان گره گشایی

(عباس شهری-شاعر معاصر)

توصیف اهل ایمان

امیرالمومنین علی (ع) در توصیف اهل ایمان میفرماید:

مومن نشاطش در چهره وغمش در دل است.او دارای سعه صدر زیادی است.
نفس اماره اش از هر چیزی خوارتر و از بلند پروازی بیزار است.و از اینکه کارهای خویش را به گوش دیگران برساند متنفر است.غمش طولانی,همتش بلندو سکوتش زیاد است.از فرصتهایش استفاده میکند,شاکر و شکیباست.در تفکراتش فرورفته,به خواهشهای نفس خویش بخل میورزد.اخلاقش نرم,طبیعتش ارام ونفسش از سنگ محکمتر است,در حالی که او از برده و غلام ,در تواضع خوارتر میباشد

(نهج البلاغه دشتی)


دنیا برای تو دو روز است,یک روز به نفع تو و طبق تمایلات توست ویک روز به ضررتو وبرخلاف خواهشهای توست.روزی که به نفع توست و نعم الهی را در اختیار داری طغیان و سرکشی منما و روزی که به ضرر توست و گرفتار ناملایماتی ,صابرو بردبار باش

.(نهج البلاغه-کلمه-390)

قالَ أَميرُالمُؤْمِنينَ عَلِىُّ بْنُ أَبيطالب(عليه السلام) :


قالَ أَميرُالمُؤْمِنينَ عَلِىُّ بْنُ أَبيطالب(عليه السلام) :
1- خير پنهانى و كتمان گرفتارى
مِنْ كُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزايا وَ كِتْمانُ الْمَصائِبِ.
از گنجهاى بهشت; نيكى كردن و پنهان نمودن كار[نيك] و صبر بر مصيبتها و نهان كردن گرفتاريها (يعنى عدم شكايت از آنها) است.
2- ويژگى هاى زاهد
أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْيا مَنْ لَمْ يَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ يَشْغَلِ الْحَلالُ شُكْرَهُ.
زاهد در دنيا كسى است كه حرام بر صبرش غلبه نكند، و حلال از شكرش باز ندارد.
3- تعادل در جذب و طرد افراد
«أَحْبِبْ حَبيبَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَعْصِيَكَ يَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغيضَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَكُونَ حَبيبَكَ يَوْمًا ما.»
با دوستت آرام بيا، بسا كه روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بيا، بسا كه روزى دوستت شود.

پرتوى از سيره و سيماى اميرالمؤمنين على(عليه السلام)



 
پرتوى از سيره و سيماى اميرالمؤمنين على(عليه السلام)
اميرالمؤمنين على(عليه السلام)، چهارمين پسر ابوطالب، در حدود سى سال پس از واقعه فيل و بيست و سه سال پيش از هجرت در مكّه معظّمه، از مادرى بزرگوار و باشخصيّت، به نام فاطمه، دختر اسد بن هشام بن عبدمناف ، روز جمعه سيزده رجب در كعبه به دنيا آمد.
على(عليه السلام) تا شش سالگى در خانه پدرش ابوطالب بود.
در اين تاريخ كه سنّ رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) از سىسال گذشته بود در مكّه قحطى و گرانى پيش آمد و اين امر سبب شد كه على(عليه السلام) به مدّت هفت سال در خانه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)، تا اوّل بعثت، زندگى كند و در مكتب كمال و فضيلت آن حضرت تربيت شود.
اميرالمؤمنين در خطبه 192 نهج البلاغه مىفرمايد:«وَ لَقَدْ كُنْتُ أَتـَّبِعُهُ إِتّباعَ الْفَصيلِ اَثَرَ أُمِّهِ، يَرْفَعُ لى فى كُلِّ يَوْم مِنْ أَخْلاقِهِ عَلَمًا، وَ يَأْمُرُنى بِالاِْقْتِداء بِهِ.»«و من در پى او بودم چنانكه بچّه در پى مادرش، هر روز براى من از خلق و خوى خويش نشانه هاى برپا مىداشت و مرا به پيروى آن مىگماشت.»بعد از آن كه محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) به پيامبرى مبعوث گرديد، على(عليه السلام)نخستين مردى بود كه به او گرويد.
براى اوّلين بار ابوطالب پسر خود را ديد كه با پسرعموى خود مشغول نمازاند.
گفت: پسر جان چه كار مىكنى؟ گفت: پدر، من اسلام آورده ام و براى خدا با پسر عموى خويش نماز مىگزارم.
ابوطالب گفت: از وى جدا مشو كه البته تو را جز به خير و سعادت دعوت نكرده است.
ابن عبّاس مىگويد: نخستين كسى كه با رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)نماز گزارد، على بود.
روز دوشنبه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)به مقام نبوّت برانگيخته شد، و از روز سه شنبه على نماز خواند.
در سال سوم بعثت بعد از نزول آيه «وَ أَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الاَْقربينَ»; يعنى «خويشان نزديكتر خود را انذار كن!» رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بنى عبدالمطّلب را كه حدود چهل نفر بودند دعوت كرد و به آنها ناهار داد، امّا آن روز نشد سخن بگويد، روز ديگر آنها را دعوت كرد و بعد از صرف ناهار به آنها فرمود: كدام يك از شما مرا يارى كرده و به من ايمان مىآورد تا برادر و جانشين بعد از من باشد، على(عليه السلام)برخاست و فرمود: اى رسول خدا! من حاضرم تو را در اين راه يارى دهم.
فرمود: بنشين.
آن گاه سخن خويش را تكرار كرد و كسى برنخاست و فقط على(عليه السلام)برخاست و فرمود: من آماده ام.
فرمود بنشين.
بار سوم رسولخدا(صلى الله عليه وآله وسلم)سخن خود را تكراركرد.
باز على(عليه السلام) برخاست و آمادگى خود را براى يارى و همراهى پيامبر اعلام كرد.
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:«إِنَّ هذا أَخى وَ وَصِيّيى وَ وَزيرى وَ وارِثى وَ خَليفَتى فيكُمْ مِنْ بَعْدى.» «اين على، برادر و وصىّ و وارث و جانشين من در ميان شما پس از من مىباشد.»بعد از سيزده سال دعوت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در مكّه، مقدّمات هجرت آن حضرت به مدينه فراهم شد.
در شب هجرت، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به على(عليه السلام)فرمود: لازم است در بستر من بخوابى، على(عليه السلام) در بستر رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)خوابيد و آن شب كه اوّل ربيع الاوّل سال چهاردهم بعثت بود، ليلة المبيت ناميده مىشود و بر اساس روايات در همين شب آيه اى درباره على(عليه السلام)نازل شد.

حقّ

امام على عليه السلام : حقّ، براى هر عمل كننده اى نجات بخش است و براى هر گوينده اى حجّت و دليل .

ابوطالب مؤمن قريش

بحضرت صادق عرض كردند كه(اهل سنت) گمان كنند كه ابوطالب كافر بوده است فرمود دروغ گويند چگونه كافر بود در حاليكه ميگفت:

ألم تعلموا انا وجدنا محمدا 
نبيا كموسى خط فى اول الكتب 

شيخ سليمان بلخى صاحب كتاب ينابيع المودة درباره ابوطالب گويد:

و حامى النبى و معينه و محبه اشد حبا و كفيله و مربيه و المقر بنبوته و المعترف برسالته و المنشد فى مناقبه ابياتا كثيرة و شيخ قريش ابوطالب. 

يعنى ابوطالب كه رئيس و بزرگ قريش بود حامى و كمك پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بود و او را بسيار دوست داشت و كفيل معيشت و مربى آنحضرت بود و بنبوتش اقرار و برسالتش اعتراف داشت و در مناقب او اشعار زيادى سروده است.(درباره اثبات ايمان ابوطالب مطالب زيادى در كتب دينى‏نوشته شده و كتابهاى مستقلى نيز مانند كتاب ابوطالب مؤمن قريش برشته تأليف در آمده است) .

مستجار

شيخ صدوق و فتال نيشابورى از يزيد بن قعنب روايت كرده‏اند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بوديم كه فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين در حاليكه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدايا من بتو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمده‏اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق ميكنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است بحق آنكه اين خانه را ساخته و بحق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، يزيد بن قعنب گويد ما بچشم خودديديم كه خانه كعبه از پشت(مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گرديد و ديوار بهم بر آمد چون خواستيم قفل درب خانه را باز كنيم گشوده نشد لذا دانستيم كه اين كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بيرون آمد و در حاليكه امير المؤمنين عليه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زيرا آسيه خدا را به پنهانى پرستيد در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مريم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانيد تا از خرماى تازه چيد و خورد(و هنگاميكه در بيت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسيد كه از اينجا بيرون شو اينجا عبادتگاه است و زايشگاه نيست) و من داخل خانه خدا شدم و از ميوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأديبش كردم و او را بغامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بتها را از خانه من ميشكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گويد و مرا تقديس و تمجيد نمايد خوشا بر كسيكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانيش كند.

میلاد فاطمه زهرا(س) و روز مادر مبارک باد

قران کریم : (و وصّینا الانسانَ بِوالدیه احساناٌ حَملتهُ امُّه کرهاٌ و وضَعته کرها وحَملُه و فِصالُه ثلاثون شهرا) 

و به انسان سفارش کردیم تا به پدر و مادر نیکی نماید ، مادرش بسختی دوران بارداری او را گذرانید و به سختی بدنیایش آورد .....

  زحمات سى ماهه مادر را مى‏شمارد، که: دوران باردارى، زایمان، و دوران شیرخوارگى براى مادر دشوار است. و همه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذکر مى‏کند.

زهرای مرضیه

میلاد با سعادت بانوی آب و آیینه ، عصاره خلقت ، حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها و فرزند رشیدش حضرت روح الله بر شما عاشقان ولایت مبارک باد.

على‏ علیه السلام مى‏فرمود: وقتى به خانه مى‏آمدم و به زهرا نگاه مى‏كردم، تمام غم و اندوهم برطرف مى‏شد. هرگز كارى نكردم كه فاطمه از من خشمناك و ناراحت شود. فاطمه نیز هرگز مرا خشمناك نساخت.