علت غيبت

علت اصلي و اساسي غيبت به دليل اينكه اطلاع بر آن به صلاح مردم نبوده ، يا استعداد فهمش را نداشته اند ، بيان نشده است.
در عين حال به مواردي از فلسفه غيبت در بعضي از روايات اشاره شده است مثلا :
آزمايش مردم :
يكي از سنّت هاي الهي آزمايش مردم است. اين سنت در تمام امّت هاي گذشته نيز اجرا شده است. خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد : «اَحَسِبَ
النّاسُ اَنْ يُتْرَكُوا اَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنَ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللّهُ
الَّذينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ» (2)
«آيــا مــردم خـيـال مـي كنند كــه همين كــه گفتند ايـمـان
آورديم رها شده و ديگر امتحان نمي شوند. كساني را كه قبل از آنها بودند
، آزمايش
كرديم تا خداوند راستگويان و دروغگويان را مشخص كند.»
با توجه به آيه فوق ، خداوند متعال در هر زمان و دورهاي، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار مي دهد تا مؤمنين واقعي از متظاهرين به دين و ايمان مشخص شوند. امتحان الهي در هر زمان ، متفاوت و متناسب با رشد و كمال عقلي مردم آن زمان است. در دوران غيبت كبري ، با غايب شدن حجت خدا ، مردم به استقامت و پايداري نسبت به دين امتحان مي شوند تا منتظرين واقعي از غير واقعي تميز داده شده و هر كدام پاداشي در خور موفقيت در اين امتحان به دست آورند.
سدير ميگويد : در
خدمت مولايمان امام صادق عليهالسلام بوديم ، امام عليهالسلام روي زمين
نشسته و عبائي بييقه و با آستين كوتاه پوشيده بود ، در آن حال مانند پدر
فرزند مرده گريه مي كرد ، آثار حزن از رخسار مباركش نمايان بود و مي
فرمود : آقاي من ! غیبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ
و آرامش را از من سلب كرده است.
آقاي من ! غيبت تو براي هميشه مرا اندوهگين كرده مثل كسي كه تمام بستگانش را يكي پس از ديگري از دست ميدهد و تنها مي ماند.
سدير مي گويد : از ناله هاي جانگداز حضرت ، پريشان شده و عرض كردم : اي
فرزند رسول خدا ! خداوند ديدگان شما را گريان نكند ، براي چه اين قدر
ناراحت و محزون هستي ؟
امام صادق عليهالسلام آه سوزناكي كشيد و [بدين مضمون] فرمود : «قائم ما
غيبت طولاني كرده و عمرش طولاني مي شود. در آن زمان اهل ايمان امتحان مي
شوند و به واسطه طول غيبتش شك و ترديد در دل آنها پديد مي آيد و بيشتر ،
از دين خود بر مي گردند.»
(دقت کنید ، اهل ایمان امتحان می شوند و لا غیر ...)